تبلیغات
آخرالزّمان، ضدّ صهیونیست، دشمن شناسی - ماجرای گفتگوی پیامبر اکرم (ص) با نبیره شیطان «هام»
 
درباره وبلاگ


از شما متشکرّیم که به این وبگاه
تشریف آوردید. لطفاً قسمت مــوضــوعــات را مشاهده نمائید و کلیپها و سخنرانیهارا حتماً حتماً حتماً دانلود کنید و از مطالب نیز استفاده نمائید. همچنین از نظرات خودتان، ما را بی نصیب نگذارید

اللـّهـمّ عـجـّـل لـولـیـّک الـفـرج


مدیر وبلاگ : وحـیــد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آخرالزّمان، ضدّ صهیونیست، دشمن شناسی
مـکـر زشـت و فـکــر بـدکـاری جـز صـاحـبـش احـدی را هـلـاک نـخـواهـد کــرد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
ماجرای گفتگوی پیامبر اکرم (ص) با نبیره شیطان «هام»
«بسم الله الرّحمن الرّحیم»
 امام صادق(علیه‌السلام) حكایت فرمود:روزى پیغمبر اکرم(صلى الله علیه و آله) در بین كوه‌هاى مكه قدم مى‌زد ، چشمش به مردى بلند قامت افتاد ، به او فرمود: تو از جنّیان هستى ، اینجا چه مى‌كنى؟
گفت: من "هام" فرزند "هیثم" فرزند "قیس" فرزند "ابلیس" هستم .
حضرت محمّد (ص) فرمود: بین تو و ابلیس دو پدر فاصله است؟
گفت: آرى.
فرمود: چند سال عمر كرده‌اى؟

برای مشاهده/ دانلود؛ به ادامه مطلب بروید




پاسخ داد: به مقدار عمر دنیا، آن روزى كه قابیل، هابیل را كشت، من نوجوان بودم و مى‌شنیدم كه آن دو چه مى‌گویند؛ و كار من این بود كه بین افراد تفرقه و دشمنى ایجاد مى‌كردم، و بر بام خانه‌ها و سر دیوارها مى‌رفتم و شور و شیون به راه مى‌انداختم، و سعى داشتم كه افراد صله رحم نكنند، نیز خوراك و طعام انسان‌ها را فاسد مى‌گرداندم.

حضرت رسول اکرم(صلوات الله علیه) فرمود: كارهاى بسیار زشت و خطرناكى را انجام داده‌اى .

"هام" گفت: مدت‌ها است توبه كرده‌ام و توسط حضرت نوح(علیه‌السلام) هدایت گشتم و سوار كشتى او شدم، من همراه حضرت هود(علیه‌السلام)، در مسجد هنگام عبادت با دیگر مؤمنین حضور داشتم، و با حضرت إلیاس(علیه‌السلام) در جریان ریگ‌هاى بیابان بودم؛ و آن هنگامى كه خواستند حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) را در آتش بیندازند حضور داشتم؛ و چون خواستند حضرت یوسف(علیه‌السلام) را به چاه افكنند كنارش بودم، او را در بغل گرفته و آهسته در چاه نهادم، هچنین در زندان، مونس و همدم او بودم .
و نیز مدتى با حضرت موسى(علیه‌السلام) بودم و مقدارى از تورات را به من تعلیم نمود و فرمود: چنانچه حضرت عیسى را ملاقات كردى، سلام مرا به او برسان، و حضرت عیسى(علیه‌السلام) مقدارى از انجیل را به من تعلیم داد و سپس فرمود: سلام مرا به حضرت محمد(صلّى الله علیه و آله) برسان .
پس یا رسول الله! سلام حضرت عیسى بر تو باد.

رسول خدا(صلوات الله علیه) فرمود: سلام خدا بر او باد و نیز سلام بر تو كه سلام رسان هستى، اى هام! چنانچه خواسته‌اى دارى، بگو؟

هام گفت: آرزوى من آن است كه خداوند تو را براى هدایت و نجات امّت نگه دارد و این كه امّت، صادقانه مطیع وصىّ و خلیفه‌ات باشند، چون كه امّت‌هاى گذشته به جهت مخالفت و دشمنى با اوصیاى پیغمبرانشان هلاك شدند، و تقاضاى دیگر من آن است كه مقدارى از قرآن را به من بیاموزى تا در نماز بخوانم .

پیامبر اکرم به امام على(علیهماالسلام) فرمود: یا على! "هام" را تعلیم ده و با او مدارا كن .

هام اظهار داشت: یا رسول الله ! این شخص كیست؟ تا همدم او باشم، چون جنّیان فقط تابع پیغمبر و یا خلیفه او هستند.

حضرت فرمود: اى هام! خلیفه دیگر انبیاء چه كسانى بودند؟

گفت: خلیفه آدم فرزندش "شیث" بود، خلیفه نوح، "سام"، خلیفه هود، "یوحنّا" پسر عموى هود بود و خلیفه ابراهیم،" اسماعیل"، خلیفه اسماعیل، "اسحاق"، خلیفه موسى، "یوشع"، خلیفه عیسى، "شمعون"، و اینها خلیفه پیغمبران خود گشتند، چون زاهدترین افراد نسبت به دنیا و راغب‌ترین آنها در آخرت بودند.

پیامبر خدا فرمود: در كتاب‌هاى آسمانى چه كسى خلیفه من معرفى شده است؟ گفت: در تورات، شخصى به نام «ایلْیا» ذكر شده؛ پس حضرت فرمود: این شخص، همان «ایلیا» است؛ و یكى از نام‌هاى دیگر او، حیدر است .
سپس "هام" بر حضرت على (علیه‌السلام) سلام كرد.
پس از آن حضرت على(علیه‌السلام) بعضى از سوره‌هاى قرآن را به "هام" نبیره شیطان تعلیم نمود.

منبع: سایت تبیان.
برگرفته از خرایج راوندى، ج 2، ص 856- 858، ح 72/ بصائر الدّرجات، ص 121، ح 13.





نوع مطلب : زندگینامه پیامبر (ص) و ائمّه معصومین (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 28 شهریور 1396 01:05 قبل از ظهر
I savor, lead to I discovered just what I was taking a look for.
You have ended my four day long hunt! God Bless you man. Have a great day.
Bye
سه شنبه 6 تیر 1396 12:54 قبل از ظهر
Hi there, You have done a fantastic job. I'll certainly digg it and individually suggest to
my friends. I am confident they will be benefited from this web site.
دوشنبه 1 خرداد 1396 01:53 بعد از ظهر
It's an amazing paragraph in favor of all the online users; they will obtain benefit from it I am sure.
جمعه 11 فروردین 1396 12:03 بعد از ظهر
Magnificent goods from you, man. I've understand your stuff previous to
and you are just extremely fantastic. I really like what you have acquired here, really like what you're stating
and the way in which you say it. You make it enjoyable and you still
take care of to keep it sensible. I can't wait to read much more
from you. This is actually a wonderful web site.
یکشنبه 20 بهمن 1392 04:11 بعد از ظهر
Good
دوشنبه 18 دی 1391 12:03 قبل از ظهر
عجب ماجرای جالبی بود//
دمتون داغ
یکشنبه 30 مهر 1391 09:56 بعد از ظهر
آقا وحید نمیتونستم نظرندم ، واقعأ خارق العاده بودش مرسی مرسی مرسی ......
چون واقعأ من نمیدونستم یوحنا کی هستش!
اگه امکان داره کتاب های منبع رو برا دانلود بزارین یعنی : خرایج راوندى و بصائر الدّرجات !!
ممنون میشم
یکشنبه 30 مهر 1391 05:02 بعد از ظهر
من اینو خوندم.یعنی از کتاب نصیحت های شیطان خوندم.کتاب قشنگیه
یکشنبه 30 مهر 1391 01:59 بعد از ظهر
عجب!!!!
ایلیا.چ اسم قشنگی...
آدم اینارو میخونه،ی کم امیدوار میشه
شنبه 29 مهر 1391 09:58 بعد از ظهر
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام..بر شما دوست عزیز..

انجمن منتظران مبارز جهت ارائه طرح ها و فعالیت های مهدوی و اسلامی...تاسیس شده است...

لطفا جهت استفاده از تمامی امکانات و فعالیت های معنوی عضو شوید..

http://www.mon-mob.ir

با تشکر..

یا مهدی..

شنبه 29 مهر 1391 05:26 بعد از ظهر
خیلی جالب بود....جن بعد این همه گناه مومن و بنده شد....اشرف مخلوقات که بنده و مومن بود...راهش رو گم کرد....عجب دنیای عجیبی!
وحید امیریانواقعاً چه حرف قشنگی گفتی آبجی فاطمه.......
شنبه 29 مهر 1391 02:33 بعد از ظهر
چه باحال بود
مرسی
وحید امیریانخواهش میکنم عابد جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر